تبليغاتX
اجتماعی ، سیاسی
يك خبر موثق حكايت از آن دارد كه روز چهارشنبه 2/4/89، مهندس ميرحسين موسوي در جلسه هيئت موسس دانشگاه آزاد كه در دفتر آقاي هاشمي رفسنجاني و در محل مجمع تشخيص مصلحت نظام تشكيل شده بود، شركت كرده است. بعد از ورود وي به جلسه، آقاي قمي به وي اعتراض كرده و مي گويد براساس مصوبه شوراي عالي انقلاب فرهنگي شما ديگر عضو نيستيد و موسوي مي گويد، مي دانم كه عضو نيستم ولي با اصرار فراوان آقاي جاسبي در جلسه شركت كرده ام. در ادامه اين گفت وگو، آقاي هاشمي رفسنجاني، ضمن تمجيد از مهندس موسوي ابراز مي دارد حالا كه ايشان آمده است، بهتر است كه در جلسه بماند!!
در اين جلسه كه يك روز بعد از اعتراض گسترده دانشجويان به مصوبه غيرقانوني 134 نماينده به نفع دانشگاه آزاد، تشكيل شده بود، آقاي هاشمي رفسنجاني مي گويد «ما وقتي مي خواستيم اين دانشگاه را تاسيس كنيم پنج شش نفر بوديم كه رفتيم به ثبت شركت ها و اينجا را به ثبت رسانديم و از جهت قانوني و قانون ثبت شركت ها، مالك محسوب مي شويم و در صورت فوت ما فرزندان ما مي توانند براي تصاحب دانشگاه اقدام نمايند. ما طبق قانون ثبت شركت ها مالك هستيم و مي توانيم اين مال را وقف كنيم و اگر وقف را باطل كنند ممكن است فرزندان ما نسبت به مالكيت دانشگاه اقامه دعوي كنند!! آقاي دكتر جاسبي هرجا مي رود با استقبال گسترده دانشجويان و اساتيد روبرو مي شود و جمعيت زيادي به استقبال ايشان مي آيند و از ايشان حمايت مي كنند!! آقاي جاسبي مي گويد كه ايشان در اوج محبوبيت!! است!»
آقاي رفسنجاني در ادامه به پيشنهاد آقاي جاسبي اشاره كرده و در توضيح اين پيشنهاد مي گويد؛
«پيشنهاد مشخص آقاي جاسبي اين است كه به تعدادي كه شوراي عالي به هيئت امنا افزوده است به همين تعداد از سوي ما به هيئت امنا افزوده شود كه اگر اين اتفاق بيفتد مشكل حل مي شود و مسائل همينطور مي ماند.»
در اين جلسه آقاي جاسبي اظهار مي دارد كه «اگر وقف دانشگاه آزاد به نتيجه برسد، همه چيز در اختيار هيئت موسس باقي مي ماند و اگر تعداد هيئت امنا هم افزايش يابد ما از جهت تعداد آرا در اكثريت هستيم و هيچ مشكلي پيدا نمي شود... من ديگر مسئول نخواهم بود اما در هيئت موسس شركت مي كنم و يك دفتر هم در دانشگاه آزاد خواهم داشت.» آقاي جاسبي درباره رئيس آينده دانشگاه آزاد مي گويد «تعدادي افراد همسو معرفي مي كنيم كه هركدام انتخاب شوند براي ما فرق چنداني ندارد».
گفتني است علاوه بر اظهارات و نقشه هاي غيرقانوني مورد اشاره براي مالكيت دانشگاه آزاد و تصاحب مبلغ نجومي 250 هزار ميليارد توماني بيت المال كه نه فقط درخور تقبيح بلكه شايسته پيگيري قضايي و جلوگيري از حيف و ميل آشكار بيت المال است، حضور مهندس موسوي در اين جلسه نيز معني دار تلقي مي شود، چرا كه وي به عنوان عامل مستقيم سرويس هاي اطلاعاتي آمريكا، اسرائيل و انگليس و ايفاي نقش ستون پنجم دشمنان بيروني و ده ها و صدها جنايت و خيانت، بايستي به محاكمه و مجازات كشيده شود و حال آن كه از سوي آقاي جاسبي و با حمايت آقاي رفسنجاني به جلسه هيئت موسس دانشگاه آزاد دعوت شده است!! انتظار آن است كه دستگاه قضايي مسئوليت قانوني و شرعي و ملي خود را در برخورد جدي با اين خيانت آشكار، فراموش نكند. كه مخصوصا با توجه به شخصيت برجسته و دلسوز آيت الله آملي لاريجاني اميد است از اين توطئه پيشگيري شود.


+ نوشته شده در  جمعه 1389/04/11ساعت 2:40 بعد از ظهر  توسط محمد حسین(امیر) شکری  | 
ریشه بداخلاقی های پس از انتخابات از زبان حسین فدائی؛

پسر ایشان به ما پیغام فرستاد که اگر شما از پدر ما حمایت کنید حاضر هستیم به شما ۵ پست وزارت را بدهیم. اینها تاریخ هستند و مستند و تحلیلی در کار نیست. بعد دید ما مصمم هستیم از پدر ایشان حمایت نکنیم؛ پیغام دوم را فرستادند و گفتند که اگر شما همراهی نکنید ژنرالتون را می زنیم. در اوج برخورد نظام سلطه با قضیه هسته ای که قاعدتاً باید از دولت حمایت شود، آقای هاشمی در شورای مرکزی سیاست گذاری ائمه جمعه فرمود من حمایت از دولت را حرام می دانم. آیا این بداخلاقی نیست. و یا طرح شرایط بحرانی در کشور از همین قبیل است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/03/31ساعت 4:1 بعد از ظهر  توسط محمد حسین(امیر) شکری  | 
خبر:روسای دانشگاه ازاد سراسر کشور برای شرکت در یک کارگاه اموزشی به اکسفورد انگلیس رفتند.

از شنیدن این خبر چه فکری به ذهنتون میاد؟چه لزومی داشته که الان که وقت امتحانات دانشجویان هست کلیه روسای دانشگاه ازاد یکدفعه با هم به خارج از کشور برن؟من خودم که فکر کردم ۲ تا تحلیل بیشتر نتونستم براش پیدا کنم.

۱.چون اقای مهدی هاشمی در خارج از کشور به سر میبرن و به خاطر اینکه حکم جلبشون صادر شده میل ندارن بیان ایران پس روسای دانشگاه ازاد با صرف هزینه ای هنگفت به دیدار ایشون میرن.

۲.چون جلسه گذاشتن تو ایران براشون عواقبی مثل درز کردن خبرهای جلسه به بیرون رو داره پس تصمیم میگیرن در خارج از کشور جلسه بذارن.

اما در اینکه چه اموزشهایی در این جلسات برای اونها گذاشته میشه فقط به این نکته رسیدم که میتونه برای این باشه که چون اقای جاسبی دارن از ریاست دانشگاه کنار میرن و بعدش ممکنه کسایی سر کار بیان که با نظرات ایشون مخالف باشن و نظر به اینکه در دوران انتخابات دانشگاه ازاد حامی مالی و معنوی اقای موسوی بود پس باید یه پاکسازی اساسی اطلاعات محرمانه دانشگاه انجام بشه تا دست دیگران به این اطلاعات مهم نرسه و برای این امر خطیر باید هم یه کلاس فوق العاده و اجباری که در بدترین زمان ممکن هم داره انجام میشه تشکیل بشه و قطعا سخنران این کارگاه اقای مهدی هاشمی خواهند بود.

نظر شما چیه؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1389/03/26ساعت 0:17 قبل از ظهر  توسط محمد حسین(امیر) شکری  | 

عضو هيئت علمي موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره) گفت: به‌خاطر اينكه سران فتنه نمي‌توانستند در مراسم ارتحال حضرت امام خميني(ره) حضور فعال داشته باشند، ستاد بزرگداشت مراسم قصد داشت تا مراسم امسال را لغو كند.

به گزارش فارس، حجت‌الاسلام والمسلمين محمود نبويان كه چهارشنبه شب و در جمع اصولگرايان اصفهان به مناسبت گراميداشت سالروز 22 خرداد سخن مي‌گفت، در واكنش به رفتار سيدحسن خميني و رابطه‌اش با سران فتنه اظهار داشت: بايد بررسي كرد كه سيدحسن خميني به چه دليلي در مهماني سران فتنه حضور يافت و تصاوير حضور وي در اين جلسات با چه قصد و هدفي در همه جا پخش شده است.

وي افزود: حضرت امام(ره) به عنوان بنيانگذار انقلاب اسلامي معتقد بودند كه اگر دشمن از يك نفر تعريف كرد، بدانيد افراد مورد تعريف قرار گرفته منحرف هستند.

عضو هيئت علمي موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره) با اشاره به وقايع روز جمعه 14 خرداد و مراسم بزرگداشت امام خميني(ره) تصريح كرد: من اين قضيه را از خود كابينه احمدي‌نژاد و از خود آقاي نجار كه در جريان اين وقايع بود شنيده و نقل مي‌كنم.

وي ادامه داد: در اين مراسم قرار بود سخنران پيش از خطبه‌ها ابتدا سيدحسن خميني و پس از وي احمدي‌نژاد باشد و سپس رهبر معظم انقلاب به سخنراني بپردازند.

وي با اشاره به اينكه شب 14 خرداد طي يك تماس تلفني تغييراتي در زمان سخنراني پيش از خطبه‌ها به وجود آمد، تصريح كرد: در اين شب يك تماس تلفني گرفته ‌شد كه سخنراني پيش از خطبه‌ها را ابتدا احمدي‌نژاد و بعد سيدحسن خميني انجام مي‌دهند و پس از آن نيز رهبر معظم انقلاب به ايراد سخنراني مي‌پردازند.

نبويان بيان داشت: به احمدي‌نژاد اعلام ‌شد كه شما از ساعت 11:30 تا 12:30 به مدت يك ساعت مدت سخنراني داريد، پس از آن در روز سخنراني، آقاي انصاري در پاويون محل سخنراني به طرف احمدي‌نژاد رفت و به وي گفت كه شما بايد سخنراني كنيد.

وي با بيان اينكه قرار بود طبق اعلام قبلي احمدي‌نژاد به مدت يك ساعت سخنراني كند، اظهار داشت: هنوز نيم ساعت از سخنراني محمود احمدي‌نژاد نگذشته بود كه ناگهان انصاري به طرف احمدي‌نژاد رفت و اعلام كرد كه زمان شما به اتمام رسيده و اين حركت را دو يا سه بار تكرار مي‌كند و احمدي‌نژاد هم به عمل انصاري اعتراض كرده و تذكر مي‌دهد.

عضو هيئت علمي موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره) ادامه داد: پس از اين موضوع آقاي نجار وزير كشور نيز برگه‌اي را به احمدي‌نژاد داد كه شما طبق برنامه 30 دقيقه ديگر وقت سخنراني داريد.

وي با اشاره به سيلي زدن انصاري به وزير كشور افزود: وي يك كشيده محكم زير گوش نجار زد و سيدحسن خميني نيز به كمك انصاري آمده و ايشان هم دو كشيده زير گوش وزير كشور زدند و در ادامه نيز فردي با لگد ضربه‌اي را به سردار نجار وارد آورد.

وي همچنين در ارتباط با سخنان نسنجيده زهرا اشراقي نوه دختري امام راحل در ارتباط با ايشان گفت: ابتدا اين مطلب را در سايت رجا نيوز خواندم و باور نكردم، پس از آن به سايت جماران رفتم و اين سخنان موجب تعجب من شد.

نبويان اظهار داشت: در روز 13 خرداد سال گذشته از جلوي منزل حضرت امام(ره) رد مي‌شدم و با چشم خودم ديدم كه به صورت يك در ميان، عكس حضرت امام(ره) و ميرحسين موسوي را نصب كرده بودند، بايد پرسيد چرا خانواده امام اين كار را مي‌كنند.

وي در بخش ديگري از صحبت‌هاي خود تصريح كرد: پس از شايع شدن خبر لغو مراسم ارتحال حضرت امام، نجار وزير كشور عهده‌دار مسئوليت اين روز شد.

عضو هيئت علمي موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره) قم ادامه داد: نوه امام گفته است كه امام به دنبال مد بود و هميشه هم مي‌گفت كه من از هيكل محمدرضا شاه خوشم مي‌آيد

+ نوشته شده در  جمعه 1389/03/21ساعت 0:28 قبل از ظهر  توسط محمد حسین(امیر) شکری  | 

 به گزارش خبرنگار سایتهای جنبش ،به همت سربازان گمنام سازمان سیا یکی از عاملان هتاکی به آقای مصطفوی به که صورت سازمان یافته

در حرم مطهر حضرت امام استقرار یافته بود،شناسایی و به جرم خویش اعتراف کرد:

نام حاج احمد امام دوستی ، فرزند روح ا... متولد 15 خرداد 1342

ایشان در اعترافات خود آورده است:بنده از حدود 40 سال پیش با اعضای این باند رابطه داشته و در حال برنامه ریزی برای این اقدام شنیع بوده ام.

وی افزود:اولین بار با شنیدن آوای ملکوتی امام روح ا... حرکت در راه امام را آغاز نموده و از صرف زندگی خویش برای پیروزی انقلاب اسلامی فرو گذار نکرده ام.

وی که در زیر فشار بازجویی با اعتماد به نفس کامل صحبت می کرد اما از اقدامات خود پشیمان بود افزود:در آغاز جنگ تحمیلی و با شنیدن پیام روح ا...(همان زمانی که بعضی از فرزندان آقایان برای حفظ اسلام به خارج کشور می رفتند)در اقدامی سازمان یافته به سمت جبهه اعظام شده و در آنجا مورد شستشوی مغزی قرار گرفتم.

او در قسمت مهمی از این اعترافات آورده است:در آن زمان مباحثی همچون آنچه مهم است راه اسلام،عدالت و ولایت می باشد به ما ارائه شده و ما را مورد هجمه فرهنگی قرار دادند.

سپس افزود:این اقدام سازمان یافته در دوران حیات مقدس امام و با بررسی بیاناتی از ایشان همچون نامه ایشان به سید حسین(فرزند شهید سید مصطفی خمینی)نامه حضرت روح ا... به بنی صدر،نخست وزیر وقت-در زمان استعفا-،قائم مقام رهبری و ... به اوج خود رسیده و در تمام آنها این پیام القا شد:نظر امام این است که مهم راه اسلام و انقلاب است و هر کس با هر وابستگی خانوادگی،سابقه ی تلاش و... اگر از این راه عدول کند محکوم به شکست است.

او که اکنون به اشتباهات خود اعتراف دارد می افزاید:مراکزی همچون ... با تهیه فیلم های دروغین از حاج احمد خمینی(ره)مبنی بر اطاعت بی چون و چرا از جایگاه مقدس ولایت فقیه پس از امام(ره)،افزود آنقدر این تکه فیلم ها ماهرانه درست شده بود که انسان واقعا می پنداشت که حاج احمد است که (روز بعد از انتخاب آیت الله العظمی خامنه ای(مد ظله))در مقابل مقام عظمای ولایت سر تعظیم فرو آورده است.

وی وصیت نامه منتشر شده به نام حاج احمد را نیز بی تاثیر ندانسته و افزود آنچه در وصیت نامه ایشان آورده شده بود دیدگاه ما را به کلی درباره ی برتری وابستگی نسبی به امام دربرابر لزوم پیروی از راه ایشان دگرگون کرد.

در پایان با اشاره به این نکته که 21سال است برای این اقدام سازمان یافته در سالروز رحلت امام با دلی آکنده از درد به مرقد مطهر امام –با همان پای جانبازش- می رود،از آقای مصطفوی خواست از گناه او به دلیل بی اطلاعی و عدم درک این مطلب با ارزش که آنچه قابل توجه است وابستگی نسبی به امام است حال آن فرد هرچه می خواهد از هدف امام دور شده باشد مهم نیست،بگذرد

+ نوشته شده در  جمعه 1389/03/21ساعت 0:25 قبل از ظهر  توسط محمد حسین(امیر) شکری  | 
واقعا تفاوت این دو دختر ریشه از کجا دارد؟

ارغوان رضایی:
دلم می خواهد برای ایران بازی کنم . اگر قوانین بازی های تور حرفه ای زنان اجازه بدهد که من بتوانم با لباسهای بلند اسلامی بازی کنم همین فردا پرچم ایران را به بدنم گره می زنم و تنیس بازی می کنم. امروز که مرا یک بازیکن فرانسوی می دانند به این خاطر است که در فرانسه به دنیا آمده ام اما همیشه فرانسه را کشور دوم خود می دانم و احساس می کنم ایرانی هستم و در هر بازی ای که پیروز باشم برای کشورم افتخار آفرینی کرده ام.

گلشیفته فراهانی:
اگر بخواهی آنچه را که دوست داری انجام بدهی، نمی توانی کار کنی. بنابراین هنر دیگر دارد از بین می‌رود و این خواست جمهوری اسلامی است که هیچ هنر یا هنرمندی نداشته باشد و در همه سالن های سینما و موسیقی و تئاتر را ببندد.
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1389/03/12ساعت 7:11 بعد از ظهر  توسط محمد حسین(امیر) شکری  | 
یک سال پیش، همین روزا، وقتی که کیک ساندیس ما رو کش می‌رفتند...

یک سال پیش، همین روزا، وقتی که کیک ساندیس ما رو کش می‌رفتند...

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1389/03/12ساعت 7:6 بعد از ظهر  توسط محمد حسین(امیر) شکری  | 

اون روز توي ميدون منيريه تهران براي سالگرد شهدا مراسم گرفته بودن که گروه موزيک ارتش شروع کرد به نواختن مارش کوبنده عمليات.
ناگهان يکي از بچه ها دويد طرفم و دستم رو گرفت و گفت که کمکش کنم.
سه چهارتايي يک نفر رو که همسن و سال خودم بود، از روي صندلي برداشتيم و برديم داخل يه اتاق ديگه. افتاد روي زمين و من مات و مبهوت مونده بودم که چي شده. پنج شش نفري ريختيم روش تا خودش رو اين ور و اون ور نکوبه و نزنه.
کمي که آروم شد شروع کرد به حرف زدن.
سريع ضبط رو درآوردم و بردم دم دهنش.
4
دقيقه تمام، آخرين صحنه هايي رو که هنگام مجروحيت و موجي شدن در شلمچه ديده بود، مثل يه نمايش راديويي اجرا کرد. اون قدر سفت دندوناشو بهم مي فشرد که نزديک بود فکش خورد بشه.
قشنگ مثل نمايش حرف مي زد. آروم حرکت مي کرد، داد مي زد، مي دويد و نفس نفس مي زد و ...
بعد از 45 دقيقه، يه دفعه فرياد بلند "يامهدي" زد و همه مارو پرت کرد.
کم کم حالش جا اومد. تعجب مي کرد چرا ما دورش نشستيم.
رفيقش مي گفت:
صبح توي اتوبوس حالش اين جوري شد، ملت در مي رفتن. هي مي گفتم بيايين کمک اين خطري نداره، کسي نيومد جلو.
بازم رفيقش مي گفت:
روزي سه بار اين جوري ميشه، از همه بدتر وقتيه که توي خونه حالش بد ميشه. مدام خودش رو مي زنه به در و ديوار، داد ميزنه، ولي هيچکس نيست کمکش کنه.
تازه، دو تا دختر کوچيک داره که در ميرن بغل مامانشون و فقط گريه ميکنن و مي پرسن:
"
مامان ... چرا بابا خودشو ميزنه؟"
و اون همچنان در همين تهران زندگي مي کنه و با هر بار موجي شدن فقط زورش به خودش مي رسه و با دو دوست صميميش که توي شلمچه با شليک مستقيم تانک شهيد شدن، حرف ميزنه.

نقل از وبلاگ:                  http://sarafrazan.parsiblog.com

+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/03/04ساعت 10:25 بعد از ظهر  توسط محمد حسین(امیر) شکری  | 
از شما خوانندگان عزیز خواهشمندم قبل از خوندن این مطلب به وبلاگ

http://politicpower.blogfa.com

یه سر بزنید و مطالبش رو که با نام  رهبران خوب و رهبران بد و همچنین تنها یک احمق میتواند نوشته بخونید.بعد بیاید این متن رو مطالعه کنید.حتما این کارو بکنید چون این نوشتار در جواب اون مقالات هستش و با نظراتتون منو راهنمایی کنید.

در نوشتار رهبران خوب و رهبران بد اشاره شده به اینکه ماندلا یک رهبر خوب بود و بعد از به قدرت رسیدنش اعلام عفو عمومی کرد و در اوج محبوبیت از قدرت کناره گیری کرد ولابد کنایه به رهبران ایران هستش که از قدرت کناره نمیرن در جواب باید گفت که اولا ماندلا در جامعه ای زندگی میکرد که با ایران خیلی فرق داره و اینکه ماندلا برای کشورش میزبانی جام جهانی رو اورد با اینکه کار خوبی در حق کشورش کرده دلیل نمیشه که حتما رهبر خوبیه چون الان همه میدونن که حتی مسابقات فوتبال و تعیین میزبانی جام جهانی با نظر چند کشور بزرگ انجام میشه و اونها هستن که تقریبا تاثیر گذار تو این مسئله هستن ضمنا نویسنده گفته که ماندلا بعد از ازاد شدن اعلام عفو عمومی کرد.(کنایه به بازداشت های اول انقلاب)البته در اسلام هم اشاره شده که ثواب عفو خیلی زیاده ولی نویسنده به این نکته توجه نکرد که عفو شامل همه نمیشه و بعضی از افراد که دستشون به خون خیلی از مردم الوده شده رو نمیشه بدون مجازات ول کرد که دستور صریح اسلام نیز هست.در ادامه اشاره کردن به اینکه کاسترو تبدیل به دیکتاتوری خون اشام شد ولی اشاره نکردن که کاسترو چه کسانی رو کشته و اینکه گفتن الان در کوبا اصلا محبوبیت نداره ولی باید گفت که اگه کاسترو و حزبش هنوز در کوبا محبوبیت نداشتن که تا الان امریکا خیلی کارها تونسته بود اونجا انجام بده.ایشون گفتن که مردم عراق از ورود امریکاییها خوشحال بودن که باید گفت مردم از رفتن صدام خوشحال بودن نه ورود امریکاییها و اینکه عراقیها در جنگ با ایران متحمل ۳۰۰هزار کشته شدن و در حمله به عراق تاکنون امریکاییها بیش از یک میلیون کشته به جا گذاشتن پس امریکاییها روی صدام رو سفید کردن و همچنین باید گفت که الان مردم عراق با امریکاییها چه برخوردی دارن؟چرا سربازان امریکایی از زنان عراقی نیز میترسن که مبادا به خودش بمب بسته باشه؟ایا حاصل دموکراسی امریکا که برای مردم عراق اورده بود چیزی به جز یک میلیون کشته بود؟نویسنده محترم شما از گاندی تعریف کردید که به جا هم هست ولی فراموش کردید که همین گاندی گفته که من از زندگی امام حسین تاثیر گرفتم و به مبارزه ادامه دادم؟شما از مصدق تعریف کردید که مخالفانش رو عفو کرد و ازشون استفاده کرد و همچنین به اصول سلطنت وفادار بود.نمیدونم مسلمان هستید یا نه که اگر باشید باید تاسف خورد به حال شما چون امام علی و قتی به قدرت رسید میتونست با معاویه کنار بیاد و عمر حکومتش رو زیاد کنه ولی لینکارو نکرد چون در اینصورت اسلام از بین میرفت.شما گفتید که مصدق محبوبترین سیاستمدار ایرانیان بود پس این محبوبیت هنگام کودتا کجا بود؟ 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/02/28ساعت 11:46 بعد از ظهر  توسط محمد حسین(امیر) شکری  | 

تمامي مدارك اين نوشتار از كتب اهل تسنن مي باشد در ضمن رعايت اختصار نيز شده است وگرنه اين نوشتار مشتي است از خروارها دلايل و مدارك

فبشر عبادي الذين يستمعون القول فيتبعون احسنه «بشارت ده آن بندگاني كه سخنان را ميشنوند و از بهترين آن پيروي ميكنند»

در این نوشتار می خواهم مسئله خلافت ابوبکر و عمر و مسئله شهادت حضرت فاطمه زهرا(س) را به اختصار برسی کنم. و تمامی خوانندگان را به تفکر دعوت می کنم.

ابن قطيبه دينوري (از علماي بزرگ اهل تسنن) در كتاب  الامامه و السياسه نقل ميكند كه:

هنگامي كه ابوبكر و عمر براي عذر خواهي خدمت فاطمه (سلام الله عليها) رسيدند صديقه طاهره (س) عذر خواهي شان را نپذيرفت و فرمود شما را به خدا سوگند ميدهم آيا از رسول خدا (ص) نشنيديد كه فرمود خوشنودي فاطمه خوشنودي من و ناراحتي او ناراحتي من است... آن دو اعتراف كردند: آري ما از رسول خدا اينگونه شنيديم فاطمه (س) فرمود: پس من خدا و فرشتگان را شاهد ميگيرم كه شما دو نفر من را اذيت و ناراحت كرديد و اگر پيامبر را (پس از مرگ) ملاقات كنم از شما دو نفر شكايت خواهم كرد.

و به اين نيز بسنده نكرد و فرمود: به خدا سوگند پس از هر نماز بر شما نفرين خواهم كرد.

و در كتاب صحيح بخاري، معتبرترين كتاب اهل سنت آمده:

فاطمه دختر رسول خدا از دست ابوبكر خشمگين شده و از وي رويگردان گشت و اين ناراحتي ادامه داشت تا از دنيا رفت.

و همو نيز از رسول خدا نقل ميكند كه فرمودند فاطمه پاره تن من است هر آنچه موجب آزار و اذيت او شود در واقع مرا اذيت كرده

و از طرفي ديگر خداوند در قرآن ميفرمايد: به درستي كه خداوند لعنت ميكند كساني را كه او رسولش را اذيت مي كنند.

پس بنابراین ابوبکر و عمر مورد لعن خداوند واقع شده اند. چون آن دو پاره تن رسول خدا و در واقع رسول خدا را اذیت کرده اند. هر کس رسول خدا را اذیت کند مورد لعن الهی واقع شده است.

شما قضاوت کنید، آيا چنين كساني ميتوانند خليفه رسول خدا باشند. فما لكم كيف تحكمون

همه این شواهد حاکی از آن است که فاطمه زهرا(س) با ابوبکر هرگز بیعت نکرد، زیرا او خلافت ابوبکر را مشروع نمی دانست و معتقد بود که آنها خلافت را قصب کرده اند. زیرا خلافت را حق مسلم علی(ع) می دانست و حقیقت هم همین بود.

اما شهاد حضرت فاطمه (س):

هنگاميكه آنها با تكه هائي از آتش براي تسليت دختر پيامبر!!! آمدند آنحضرت به محسن باردار بودند و تهاجم به خانه ي وحي و ... موجب قتل محسن شد. طفلي كه هنوز پا به دنيا ننهاده بود.

چنانكه ابن ابي دارم (از علماي اهل تسنن) جمله ي: (ان عمر رفس فاطمه حتي أسقطت بمحسن. عمر لگدي بر حضرت زهرا (س) زد تا محسن سقط گرديد.) را مورد تاييد قرار داد. سير اعلام النبلاء ج 15 ص 578 مولف: ذهبي(از علماي اهل تسنن)

جويني (از علمای بزرگ اهل سنت) از رسول خدا(ص) نقل می کنند که فرمودند: می بینم آن روزی را که انسانهای پست و خوار در خانه اش (فاطمه) وارد می شوند از وی هتک حرمت می شود حقش قصب  و از ارثش منع می شود پهلویش شکسته و جنینش سقط می شود و او فریاد می زند یا محمدا ... پس او اولین کسی از اهل بیتم می باشد که به من ملحق می شود پس بر من وارد می شود در حالی که محزون، مکروب،غمگین و مقتول است.(فرائدُ السمطین – جلد 2 صفحه 35-34)

می خواهم مطلبی را از کتاب شرح ابن ابی الحدید(از عالمان اهل سنت) نقل کنم اما قبل از آن باید به مسئله ای تاریخی اشاره کنم.

قبل از فتح مکه جنگی میان سپاه شرک و سپاه اسلام در گرفت  در این جنگ ابوالعاس شوهر زینب دختر رسول خدا(ص) به اسارت مسلمین در آمد پس از اینکه ابوالعاس توسط پیامبر آزاد گردید او به پیامبر وعده داد که به محض اینکه به مکه برسم دختر پیامبر را به مدینه نزد رسول خدا(ص) روانه کند. زینب در آن زمان باردار بود. وقتی که زینب (در داخل کجاوه) به سمت مدینه در حرکت بود مشرکین مطلع شدند و یک دسته از آنها به سمت کجاوه حرکت کردند و یکی از آنها زینب را ترساند و باعث سقط جنین زینب شد.

هنگامی که مکه توسط مسلمین فتح شد یکی از کسانی که خونشان از طرف پیامبر مباح شده بود همان فرد مشرکی بود که باعث سقط جنین نوه رسول خدا(ص) شده بود.

ابن ابی الحدید می گوید: وقتی این مطلب را برای استادم ابوجعفر نقل کردم او گفت: وقتی پیامبر خون کسی را که باعث سقط جنین زینب شده بود مباح کرد پس اگر زنده می بود حتما خون کسانی که باعث سقط جنین فاطمه(س) شده بودند را هم مباح می کرد.

از این روست که ائمه معصومین و اهل بیت رسول خدا (ص) مادر خود را شهید می خواندند. چنانچه مرحوم کلینی در کتاب اصول کافی جلد یک صفحه 381 از امام موسی کاظم(ع) نقل می کند: که فرمودند:{اِن فاطمه صدیقهُ شهیده}(به درستی که فاطمه صدیقه ی شهید می باشد)

 بر گرفته از وبلاگ:                 http://www.seyedali1.blogfa.com/

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/02/27ساعت 3:19 بعد از ظهر  توسط محمد حسین(امیر) شکری  |